تبلیغات شما در اینجا
X
پرپرواز

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    پرپرواز

  لحضه ها همیشه خواستندکه تو را بگیرندازمن...



پروفايل مدير




من نازنین دانشجوی سال دوم معماری هستم.با آهنگ های رضا صادقی زندگی می کنم ولی شادمهرم دوست دارم.حرفم اینکه برای رسیدن به اوج باید پرپرواز داشت....

سن : 19 سال
محل زندگي : تهران

وضعيت در ياهو:




آرشیو موضوعی



آرشیو ماهانه

مهر 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387


موسیقی زنده


پيوند ها
نوشته های مشکی
360 نازی
tanha
طراح بنر
فتوبلاگ کوروش
چشم ها را باید شست.
وب امیر
وب شاهین(ماهواره)
بیا تو(پریسا جون)
نازنین(عکسهایی از هه جا)
خواب بارون
فتوبلاگ امید
گمگشته
به نام تک ستاره ی آسمانم
خدمات وبلاگ نویسان
بدون تو می میرم(وب محسن و طاهره)
زندگی در خاطرات
بیا تو عکس
معماری
معماران
دایی پریسا
شهاب
سایت هواداران مشکی
زیباترین حس آدمی(سیاوش)
سایت هواداران شادمهر
سلطان غم(شادمهر)
هواداران شادمهررر
معمار(هم کلاسی)
کد موزیک شادمهر عقیلی
از همه چیز از همه رنگ(سعید)
M.S(محسن هوادار شادمهر)
کافه مشکی پوش
مشکی پوش
مه پاره


کدموزیک شادمهر عقیلی(منبع)

آمار وبلاگ

کاربران آنلاین :

بازديدها :



خروجی RSS




شادمهر


 

فعلا خبر از شادمهر ندارم فقط تو عید مصاحبه ای در کانال های ماهواره داشت که فکر کنم اکثرا دیدند.


تهيه شده توسط نازنین در تاريخ جمعه ۲۸ فروردين ۸۸ ساعت ۰۲:۳۷ | نظرات (4)


مشکی خوده عشقه


 

خدا رو شکر می کنم که برای چندومین بار باز هم تونستم در کنسرت بزرگ رضا صادقی عزیزم شرکت داشته باشم.خدا باز هم لطفی در حقم داشت که تونستم برای 3 بار خواننده ی محبوببم را که با آهنگهای زیبایش زندگی می کنم را از جلو مشاهده کنم.خلاصه مشکی پوشها یا اونایی که مشکی رو از صمیم قلبشون دوست دارند آدم هایی هستند که به جرات می گم که با آدم های عادی فرق دارند.

مشکی رنگ عشقه نه اصلا مشکی خوده عشقه.....مشکی باشیم و بمونیم.

راستی انقدر غرق کنسرت شدم که  یادم رفت بگم عید تون مبارک. امیدوارم که سال خوبی را داشته باشید من که بهترین سال را خواهم داشت چون  با خاطره ی کنسرت رضا صادقی شروع شد.سایت خاله هم حتما برید تا بهتر و زیباتر شرح کنسرت را مشاهده کنید.www.meshki.webphoto.ir




تهيه شده توسط نازنین در تاريخ جمعه ۳۰ اسفند ۸۷ ساعت ۰۳:۲۸ | نظرات (15)


عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست..


 

 

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال,پرسه ای آغاز کردیم در خیال,دل به یاد آورد ایام وصال,از جدایی یک دو سالی می گذشت,یک دوسال از عمر رفت و برنگشت,دل به یاد آورد اول بار را,خاطرات اولین دیدار را,آن نظر بازی آن اصرار را,آن دو چشم مست آهو وار را,همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود,آمد و هم آشیان شد با من او,همنشین و هم زبان شد با من او,خسته جان بودم  که جان شد با من او,ناتوان بود و توان شد با من او....دامنش شد خوابگاه خستگی ,این چنین آغاز شد دلبستگی,وای از آن شب زنده داری تا سحر,وای از آن عمری که با او شد به سر,مست او بودم زدنیا بی خبر,دم دم این عشق می شد بیشتر,آمد و در خلوتم دمساز شد گفت و گوها بین ما آغاز شد,گفتمش,گفتمش در عشق پا بر جاست دل, گر گشای چشم دل زیباست دل,گر تو زورغما شوی دریاست دل,بی تو شام بی فرداست دل,دل زعشق روی تو حیران شده,در پی عشق تو سرگردان شده,,,,گفت,گفت؛در عشقت وفادارم بدان,من تو را بس دوست می دارم  بدان,شوق وصلت را سر دارم بدان,چون تویی مخمور خمارم بدان,با تو شادی می شود غمهای من,با تو زیبا می شود فردای من,گفتمش؛عشقت به دل افزون شده دل  زجادوی رخت افزون شده,جز تو هر یادی به دل مدفون شده,عالم از زیباییت مجنون شده,بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش,طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش,در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود,دیده جز بر روی او بینا نبود,همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود,خوبی او شهره ی آفاق بود,در نکوهی طاق بود,روزگار روزگار,اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت,پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت,آخر این قصه هجران بود و بس,حسرت و رنج فراوان بود و بس,یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون و عاشق کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود,سهم من از عشق جز ماتم نبود,با من دیوانه پیمان ساده بست,ساده هم آن عهد و پیمان را شکست,بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست,آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دل دار دیگر عهد بست,,با که گویم او که هم خون من است,خصم جان و تشنه ی خون من است,بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد,آن طلا حاصل به این قیمت نشد,عاشقان را خوش دلی تقدیر نسیت,با چنین تقدیر بد تدبیر نیست,باد نوش غصه ی او من شدم,مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم,آخر آتش زد دل دیوانه را,سوخت بی پروا پرپروانه را,عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر,خاطراتم را تو بیرون کن ز سر,دیشب از کف رفت فردا را نگه,آخرین یکبار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل مبند,عاشقی را دیر فهمیدی چه زود,گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود.....

برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه....




تهيه شده توسط نازنین در تاريخ چهارشنبه ۷ اسفند ۸۷ ساعت ۰۲:۴۲ | نظرات (16)

خواستم اما نشود....


 

اگر روزی مُردم ، تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند ... چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم ....

 




تهيه شده توسط نازنین در تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند ۸۷ ساعت ۰۴:۰۹ | نظرات (175)

ولنتون مبارک


 




تهيه شده توسط نازنین در تاريخ شنبه ۲۶ بهمن ۸۷ ساعت ۰۳:۴۳ | نظرات (178)



آخرین عکس ها











































< صفحه اول   [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ]   صفحه آخر>

این فتوبلاگ / وبلاگ با استفاده از سایت وب فتو راه اندازی شده است